4 گام طلایی از هدف گذاری تا موفقیت
همه ی ما انسان ها در طول زندگی برای خود هدف های مختلفی را تعیین می کنیم. و با توجه به دانش و تجربه ایی که داریم برای رسیدن به هدف خود برنامه ریزی و تلاش می کنیم. انتخاب هدف در زندگی گامی مهم و ضروری محسوب می شود. اما از انتخاب هدف مهم تر، گام هایی است که ما برای رسیدن به هدف مان برمی داریم. اینکه از چه فرمول و روشی برای حرکت در مسیر اهداف مان استفاده کنیم بسیار در نتیجه نهایی شکست یا پیروزی هدف گذاری تاثیرگذار است.
بنابراین شما خواننده ی عزیز، باید بدانید که هدف گذاری یک مهارت است که نیاز به آموزش و یادگیری دارد و صرفاً انتخاب هدف نیست. ما در این مقاله می خواهیم 4 گام طلایی از هدف گذاری تا موفقیت را به شما آموزش دهیم تا با یادگیری این گام ها، لذت رسیدن به اهداف تان را تجربه کنید.
هدف گذاری چیست:
به زبان ساده، هدف چیزی است که ما در زندگی می خواهیم و به دنبال رسیدن به آن هستیم تا احتمال موفقیت مان در زندگی بیشتر شود.
یکی از مشهورترین راه های هدف گذاری، هدف گذاری به روش «اسمارت» است. امّا آیا این روش بهترین راه هدف گذاری است؟
برای رسیدن به جواب این سوال لازم است خیلی کوتاه به بررسی این روش بپردازیم.
هدف گذاری Smart
هدف گذاری به روش اسمارت از ترکیب 5 سرواژه تشکیل شده است که عبارتند از:
Specific : باید دقیقاً مشخص کنید که چه می خواهید.
Measurable : هدفی که انتخاب کردید باید قابل اندازه گیری باشد.
Achievable : هدف تان باید دست یافتنی باشد نه غیرقابل دسترس. مثلاً نمی توانید اولین کسی باشید که در سیاره زحل زندگی می کند. چون فعلاً شرایط زندگی در آنجا محیّا نیست.
Relevant : هدف باید به خودتان و زندگی تان مرتبط باشد.
Time base: هدف باید زمان بندی شده باشد. مشخص کنید تا فلان تاریخ می خواهم به این هدف برسم.

به نظر شما ایراد این روش در کجاست؟ چه چیزی را در نظر نگرفته است؟ انسان ها احساسی اند یا منطقی؟
باید بدانید انسان ها، احساسی تصمیم می گیرند و منطقی عمل می کنند.
پس با توجه به این نکته، این روش تماماً «منطقی» است و احساس در آن جایگاهی ندارد. بنابراین با این روش به زیبایی هدف گذاری می کنید اما بعد از یک مدت زده می شوید و دیگر از آن لذت نمی برید و هدف گذاری را کنار می گذارید.
طبق تحقیقات سال 1970، فهمیدند 97% مردم یا هدف ندارند و یا «هدف درست ندارند!»
4 گام طلایی هدف گذاری
1_ ایده
برای نوشتن ایده هایی که در نهایت تبدیل به هدف می شوند باید ذهن تان را آزاد بگذارید تا مغزتان شروع به تولید ایده کند. به این روش جمع آوری ایده ها بدون قضاوت، بارش فکری یا Brain Storming می گویند.

برای بارش فکری نکات زیر را رعایت فرمایید.
تمرکز کامل داشته باشید. ازعوامل حواس پرتی از جمله: موبایل، لب تاپ، تلویزیون روشن، رفت و آمد دیگران و سروصدا فاصله بگیرید.
از کرنومتر یا زمانسنج استفاده کنید. حتما برای خود یک زمان مشخص مثلا 30_20 دقیقه در نظر بگیرید. درغیر اینصورت بازدهی شما به شدت کاهش می یابد.
از کاغذ و خودکار برای ثبت ایده ها استفاده کنید. ثبت با کامپیوتر یا گوشی توصیه نمی شود.
هر چیزی که به ذهن تان می رسد را بنویسید. خودتان را محدود به ایده های منطقی نکنید. اگر ایده ایی به نظرتان به درد بخور و مناسب نبود، باز هم از نوشتن آن امتناع نکنید.
لیست سؤالات مفید برای ایده پردازی جهت هدف گذاری
برای اینکه ایده های خوبی به ذهن تان برسد و بارش فکری را راحت تر انجام دهید این سؤالات را در ابتدا از خود بپرسید.
1_ اگر 10 میلیارد پول داشتی چیکار می کردی؟

2_ اگر مطمئن بودی شکست نمی خوری چه کارهایی را انجام می دادی؟
3_ اگر فقط 6 ماه زنده بودی، دوست داشتی چه کارهایی انجام بدهی؟
4_ اگر الان می توانستی 10 سال بعد را ببینی، دوست داشتی به چه اهدافی رسیده بودی و در چه جایگاهی قرار داشتی؟
این سؤالات چالش برانگیزی است که به شما کمک می کند تا نسبت به خواسته ها و هدف های خودتان شفاف تر و روراست تر باشید.
اما اگر این اقدامات را انجام دادید اما باز هم ایده ایی به ذهن تان نرسید تکلیف چیست؟
بهترین راهکار در این مواقع این است که ببینید در زندگی، چه چیزهایی باعث رنج شما شده و برایتان مشکل ایجاد کرده است. دقیقا برعکس آن موارد را به عنوان هدف برای خود تعیین کنید.
مثلاً فرد کندخوانی هستی، کتاب های زیادی دوست داری خریداری کنی و بخوانی اما چون کند پیش می روی نصفه نیمه رها می کنی و این اعصاب تو را به هم می ریزد. در اینجا باید هدفی که برای خودت تعیین می کنی یادگیری مهارت تندخوانی و تقویت حافظه باشد.
هدف ها و ایده ها در چه حیطه هایی می تواند باشد؟
1_ خانواده: من در روابط خانوادگی ام چه هدفی دارم و به دنبال چه چیزهایی هستم. مثلاً ارتباط مؤثر با همسر و فرزندانم، داشتن تفریحات مشترک با اعضای خانواده
2_ سبک زندگی: چطوردارم زندگی می کنم؟ از منابعی که در اختیارم است چطور استفاده می کنم؟ مثلاً داشتن روتین صبحگاهی، ورزش کردن، کتاب خوندن

3_ کسب و کار: چه هدفی را برای شغل خودم در نظر دارم؟ به چه سمت و جایگاهی می خواهم برسم؟ مثلاً تبدیل شدن به یک کارآفرین، مدیر فروش، سخنران، کارمند یک شرکت معتبر
4_ اوضاع مالی: پولی که دارم را در چه راهی سرمایه گذاری کنم؟ بابت چه چیزهایی هزینه کنم؟ مثلاً برای خودتان هدف می گذارید که تا 6 ماه آینده درآمدتان را دو برابر کنید.
5_ سلامت جسمانی: وزن، ظاهر، ورزش، تغذیه ام در چه راستایی باشد؟ و دوست دارم به چه ایده آلی در این موارد برسم؟ مثلاً هدف می گذارم در هفته سه بار به باشگاه بروم و دو بار غذای گیاهی بخورم و از ماسک های خانگی برای سلامت پوست خود استفاده کنم.
6_ رشد معنوی: چه فعالیت های معنوی را می خواهم به عنوان هدف برای خودم انتخاب کنم؟ مثلاً کار خوب انجام دادن، محبت کردن، خیرات کردن، وقت گذاشتن برای سالمندان و بچه های بی سرپرست، گره از مشکلی باز کردن

2_ اولویت بندی
بعد از اینکه بارش فکری کردید، حالا نوبت به آن رسیده است که از بین مواردی که نوشته اید اولویت اول، دوم و سوم خود را در حیطه های مختلف مشخص کنید. این کاملاً به زندگی و شرایط شما بستگی دارد که کدام موردها را اول از همه شماره گذاری می کنید.
3_ آزمایش
در این مرحله باید بر طبق اولویت بندی تان برنامه ریزی کنید و طی یک مدت زمان محدود، روش های مختلف رسیدن به آن هدف را تست و آزمایش کنید. برای هر مشکل، مانع و چالشی که در سر راه شما قرار می گیرد، راه حلی را پیدا کنید. بدین گونه، در مسیر رسیدن به هدف خود مأیوس نمی شوید و انگیزه ی خود را از دست نمی دهید. این کار به شما کمک می کند که این مسیر برایتان کاملاً واضح و شفاف شود و هیچ گونه ابهامی وجود نداشته باشد.
مثلاً طبق هدفی که برای خود تعیین کرده اید باید بعد از یک هفته نیم کیلو لاغر شوید. اما یک هفته سپری می شود و شما به آن مقدار مورد نظر نمی رسید. در اینجا مشکلی که بر سر راه هدف شما قرار دارد زمانبندی نادرست است. بهترین راه حل، پیدا کردن تخمین مناسب است. با خطا و آزمون، تخمین مناسبی را نسبت به هدف مورد نظر خود پیدا می کنید. بعد از یک مدت می توانید درست زمان بندی کنید و دیگر زمان بندی های شما حساب و کتاب دارد.

یا به عنوان مثال شما در برنامه ریزی خود اتفاقات غیرقابل پیش بینی را درنظر نگرفته اید. با آزمایش کردن می توانید برای این مانع، راه حلی پیدا کنید. بهترین راه حل در این گونه موارد، داشتن پلن B یا برنامه ی جایگزین است.
4_ اقدام
حالا که تمام اصول و نکات هدف گذاری را رعایت کرده اید نوبت به اقدام کردن است. در این مرحله باید گام های رسیدن به هدف هایتان را لقمه لقمه کنید. به بیان دیگر، برای رسیدن به هدف موردنظر، چند گام باید بردارید؟ آن ها را برای خود مشخص کنید و قدم اول را بردارید.

به عنوان مثال: یکی از اهداف شما، ارتباط مؤثر با فرزندان تان است. در وهله ی اول این هدف را لقمه لقمه می کنید بدین گونه که برای داشتن ارتباط مؤثر با فرزندان باید آموزش ببینید، مطالعه کنید، کتاب بخوانید، سرچ کنید، ازافراد با تجربه مشورت بگیرید، با فرزندان خود بیشتر وقت بگذارید. بعلاوه برای حل مشکلات خود با فرزندان تان از روانشناس کودک و نوجوان خبره کمک بگیرید.
اولین قدم برای شما، سرچ کردن و کسب اطلاعات در این زمینه هاست. همین حالا اقدام کنید.
بنابراین هدف هایتان را بدین گونه مدیریت کنید. اول ازهمه تعیین هدف اصلی، بعد لقمه لقمه کردن آن، سپس تعیین گام های اولی که می خواهید بردارید و درنهایت اقدام.
اگر تمام این مسیر را طی کنید ولی برای هدف خود دست به کار نشوید و هیچ اقدامی نکنید، تمام گام ها، بی معنا می شود و هیچ اتفاقی نمی افتد.
جمع بندی:
برای هدف گذاری صرفا نوشتن اهداف مهم نیست بلکه باید اهداف تان را اولویت بندی کنید. بعد از اولویت بندی اهداف، آن را به قدم های کوچک تقسیم کنید و در برنامه ی روزانه ی خود بگنجانید.
نکته ی کلیدی که در این مرحله وجود دارد این است که لطفاً گول مغزتان را نخورید. چرا که مغز به دنبال انجام راحت ترین کار می گردد تا انرژی کم تری مصرف کند. زمانی که شما برنامه ی روزانه ی خود را چک می کنید اولین سؤالی که باید از خودتان بپرسید این است که اولویت اول، دوم و سوم من کدام گزینه هاست؟ و بعد از پاسخ دادن به این سؤال بروید سراغ اولویت اول و تا زمانی که آن کار را به پایان نرسانده اید، کار دوم را شروع نکنید.
بدین طریق هر روز برای رسیدن به اهداف تان، قدم های کوچک برمی دارید و راه رسیدن به اهداف تان را این گونه هموار می کنید.
دیدگاهتان را بنویسید