سه ابزار مهم جمعآوری اطلاعات برای تصمیمگیری دقیقتر
سه ابزار مهم جمعآوری اطلاعات برای تصمیمگیری دقیق تر
شاید برای شما سوال باشد که جمعآوری اطلاعات برای تصمیمگیری دقیقتر چه اهمیتی دارد؟
ما برای اینکه تصمیمات بهتری بگیریم نیاز داریم که اطلاعات مان را نسبت به آن تصمیم کامل کنیم. در نتیجه به وسیله ی این اطلاعات مغز ما گسترش پیدا کند و تصمیم معقول تری بگیریم.
اینگونه نباشد که به خاطر محدود بودن اطلاعاتمان و ندیدین جوانب مختلف آن تصمیم، سطحی فکر کنیم و بیگدار به آب بزنیم.
برای جمعآوری اطلاعات برای تصمیمگیریهای خود، ما نیاز به ابزار داریم. که من در اینجا سه ابزار مهم جمعآوری اطلاعات برای تصمیمگیری بهتر را معرفی میکنم.

1- ابزار اول جمعآوری اطلاعات برای تصمیمگیری: 6 کلاه تفکر
ما معمولا هنگام تصمیم گیری فقط یک کلاه داریم و از یک دید، به قضیه نگاه می کنیم. در صورتی که آقای ادوارد دوبونو، نویسنده و متفکر در حوزه ی شیوه های فکر کردن و تفکر خلاق معتقد است فکر کردن مهارتی آموختنی است و نباید با هوش اشتباه گرفته شود.
وی در این خصوص، شش کلاه تفکر را مطرح کردند و هدف از این روش نظم بخشیدن به تفکر، یافتن کارهای خلاقانه، طبقه بندی، اولویت بندی و تصمیم گیری صحیح است. در این روش شما باید به ترتیب کلاه های مختلفی را روی سر خود بگذارید و با توجه به خصوصیات هر کلاه، تصمیم خود را بسنجید.
مثلا شرایطی را در نظر بگیرید که همسر شما، تصمیم به مهاجرت می گیرد و شما را در شرایط سختی قرار می دهد. با توجه به این شرایط، شما از لحاظ احساسی تحت تاثیر قرار می گیرید و به شدت با این تصمیم مخالفت می کنید.
در واقع شما فقط کلاه احساسات را بر روی سر خود گذاشته اید. و با این کلاه به این نتیجه رسیده اید که این تصمیم اشتباه است. در صورتی که برای تصمیم جدی و منطقی گرفتن شما باید جوانب مختلف این تصمیم را بسنجید و کلاه های مختلفی را در نظر بگیرید.
یک ضرب المثل معروف می گوید : خودت کلاه خودت را قاضی کن.
اگر موافق اید با هم 6 کلاه تفکر ادوارد بوبونو را بررسی کنیم.

کلاه اول (کلاه سفید): حقایق، آمار و ارقام
رنگ سفید نشانه بیطرفی و خنثی بودن این کلاه است. بدین منظور که جهتگیری خاصی ندارد و فقط طبق آمار و حقایقی که وجود دارد تصمیم را میسنجد و به ارقام استناد میکند.
اگر افراد این کلاه را بر سر خود بگذارند، نشانه ی آن است که آنها به ارائه گزارش در مورد یک موضوع و ذکر اطلاعات تکمیلی و جزئیات میپردازند.
آمار و ارقام یعنی در فلان سال، آمار بیکاری درشغل مامایی، اینقدر بوده است. طبق آمار، ازدواج با فردی که از یک شهر دیگر است، نرخ طلاق را اینقدر افزایش میدهد. حقایق نشان میدهد 50 درصد از افرادی که از این رشته به آن رشته رفتهاند، موفق شدند.
آمار، حقایق و ارقام مواردی هستند که قریب به یقین بیشتر افراد به آن اتفاق نظر دارند و پذیرش بیشتری نسبت به آن دارند چون صحت و سقم آن بر کسی پوشیده نیست.
و چقدر عاقلانه است که برای گام اول از این کلاه استفاده کنیم.
کلاه دوم (کلاه زرد): خوش بینی و حالت ایده آل و مثبت اندیشی
فرد با گذاشتن کلاه زرد به جنبه های مثبت موضوع مورد نظر توجه میکند. اینکه چه چیزهای خوبی اتفاق میافتد و بهترین حالت ممکن این تصمیم در کمال خوشبینی چه چیزی خواهد بود. این کلاه دقیقا عکس کلاه مشکی است که در ادامه در رابطه با آن نیز صحبت میکنیم.
کلاه سوم (کلاه مشکی): منفی ها، ریسکها و مشکلات
کسی که کلاه مشکی به سر دارد، انتقادهایش را به صورت منطقی بیان میکند. در واقع وقتی ما این کلاه را به سر داریم به خودمان اجازه میدهیم که نظر منفی و انتقادی مان را دربارهی موضوع خاص بیان کنیم.
در نظر میگیریم این تصمیم چه بدیها، ریسکها و چه تهدیدهایی میتواند داشته باشد. این کلاه به ما خیلی دید میدهد تا نقاط تاریک تصمیممان را ببینیم و خوشبینانه تصمیم نگیریم.
کلاه چهارم (کلاه قرمز): احساسات و عواطف
با کلاه قرمز افراد احساسات و عواطف خود را بروز می دهند. خیلی افراد اعتقاد دارند که نباید احساسی تصمیم بگیریم و باید بسیار منطقی عمل کنیم. در صورتی که یک قسمت مهم از تصمیم ما مربوط به احساسات ما می شود.
باید حس مان نسبت به آن تصمیم خوب باشد پس به لحاظ عاطفی و احساسی هم به داستان نگاه می کنیم. اینکه این تصمیم در نهایت من را خوشحال می کند، ناراحت می کند یا درگیر و کلافه میکند؟ نکتهایی که مهم است اینه که باید با خودم روراست باشم و صدای قلبم را درنظر بگیرم.
کلاه پنجم (کلاه سبز): تفکر خلاق و توسعه
کلاه خلاقیت و یافتن راههای نو است. اینکه به این فکر کنیم که بعدش چه میشود؟ چه کارهای دیگری میشود انجام داد؟ و چه گزینههای دیگری داریم؟ این کلاه نشانهی پیدا کردن راهحلها، ایدهها و فکرهای جدید و نوآورانه است که ما را به مرحله ی ایدهپردازی میرساند.
کلاه ششم (کلاه آبی): کلاه مدیریت سایر کلاه ها
در این مرحله باید در مورد آنچه بارش فکری کرده ایم قضاوت کنیم و به جمع بندی برسیم. این مرحله نوعی خودارزیابی و تحلیل تفکر خلاق و ایده هاست. این مرحله به ما خودآگاهی می دهد که نقش کدام کلاه را کمرنگ دیده ایم یا نقش کدام کلاه بیش از حد پررنگ است.
حتی ممکن است متوجه شویم که از 5 کلاهی که باید در نظر می گرفتیم، یکی از کلاه ها از زیره دست مان در رفته و م
ا فراموش کرده ایم از آن جنبه موضوع را جمع بندی کنیم.
یک لحظه تصور کنید که برای تصمیمگیری در رابطه با طلاق، ازدواج، سرمایهگذاری، انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب شغل و بسیاری موارد دیگر از این شش کلاه استفاده کنید.
چه اتفاق میافتد؟ مسلما به نتایج بهتری دست مییابید چرا که با توجه به این روش، ناچار هستید شرایط مختلفی را در نظر بگیرید و به شیوههای مختلفی فکر کنید.
ادوارد دوبونو اظهار میکند که خودتان را محدود به این شش کلاه نکنید. در زندگی تان خلاق باشید و کلاههای دیگری را با توجه به شرایط زندگیتان برای خود بسازید.

2 _ ابزار دوم : جدول T
جدول T یک ابزار بسیار کاربردی است و زمانی استفاده میشود که بین دو یا چند گزینه میخواهید تصمیم گیری کنید و مزایا و معایب هر کدام از گزینهها را در نظر بگیرید. به کمک این جدول شما اطلاعات کاملی را گردآوری میکنید تا در نهایت تصمیم سنجیدهتری بگیرید.
مثلا شما میخواهید تصمیم بگیرید ازدواج بکنید یا فعلا ازدواج نکنید. با کشیدن جدول T، مزایا و معایب اردواج کردن و نکردن را برای خودتان مشخص میکنید. در این صورت، مسئله برای شما شفافتر میشود و چشم شما را باز میکند.

وقتی این جدول را به صورت مکتوب، بنویسید حتما نسبت به عیب و ایرادهای تصمیم آگاه میشوید. و هر آنچه که در درون شما وجود دارد بر روی کاغذ میآید تا شما را با خودتان روبرو کند.
هر چقدر برای نوشتن این جدول با خودتان شفافتر باشید و درگیر تآیید و خواستهی دیگران نشوید، تاثیرگذاری این جدول به مراتب بیشتر خواهد شد.
3- ابزار سوم جمعآوری اطلاعات برای تصمیمگیری: SWOT
این ابزار، کامل شدهی جدول T است و شما هر تصمیمی را که بخواهید آنالیز کنید باید این چهار حرف اختصاری را یعنی S W ،O ،T در مورد آن تصمیم در نظر بگیرید. این باعث میشود که ذهن شما خیلی دقیقتر کار کند.

S: نقاط قوت
در این مرحله شما باید جنبهی مثبت تصمیم خود را در نظر بگیرید. مثلا در مثال ازدواج کردن، من میتوانم در این مسیر رشد کنم، کاملا مسئولیت زندگیام را به عهده بگیرم، یک همراه دارم که با وجود او زندگی من با معناتر میشود.
W: نقاط ضعف
برعکس مرحله قبل، شما در این مرحله به نقاط منفی تصمیم توجه می کنید. مثلا جنبه منفی ازدواج برای شما این است که از آزادی های دوران مجردی فاصله می گیرید، دیگه بدون حساب کتاب نمی توانید پول خود را خرج کنید، مجاز نیستید هر رفتاری را مرتکب شوید.
O: فرصت ها
با ازدواج کردن چه فرصتهایی در اختیار شما قرار میگیرد؟ باید نسبت به فرصتهایی که آن تصمیم به شما میدهد، آگاه باشید. فرصت یعنی چیزهایی که اگر درست از آن استفاده کنید تبدیل به نقاط قوت می شود.
مثلا ازدواج این فرصت را میدهد که مسئولیت زندگی خود را خودت در دست بگیری و چنانچه این اتفاق بیفتد شما تبدیل به فردی قوی، مسئولیتپذیر و توانمند میشوی.
T: تهدیدها
باید با خودت صادق باشی که این تصمیم چه تهدیدهایی برای زندگی من ایجاد می کند. در مورد ازدواج ممکن است این اتفاق بیفتد که شریک زندگی شما اونی نباشد که شما تصورش را داشته اید و بعد از مدتی تصمیم به جدایی بگیرید. یا شرایطی برای شما فراهم شود که دیگر تنوانید مهاجرت کنید و از کشور خارج شوید (همسر شما مخالف باشد) و موارد دیگری که ممکن است پیش آید.
علاوه بر این موارد، ابزارهای دیگری هم وجود دارد که می توان در اینجا از آن ها نام برد که شامل موارد زیر است:
گفتگو با آدم های مثبت یا منفی
خیلی وقت ها ذهن ما به یک سری از نکات توجه نمی کند و یک سری از بدیهیات را در نظر نمی گیرد. صحبت با افراد مثبت یا منفی ذهن ما را شفاف می کند، قسمت های پنهان را آشکار می سازد و به واقعی شدن ذهن مان کمک می کند.
راه رفتن سقراطی
با راه رفتن و فکر کردن در رابطه با موضوع، ذهنمان روغنکاری میشود و ایدههای بهتری به ذهنمان میرسد. این کار را میتوانیم همراه با شخصی انجام دهیم که به او اعتماد داریم.
در رابطه با تصمیمی که می خواهیم بگیریم با او صحبت کنیم تا آن شخص با سوال پرسیدن ما را مجبور کند تا به تمام جوانب تصمیم مان فکر کنیم و چیزی را از قلم نیندازیم.

رسم نمودار زمان
یکی از ابزارهایی که در جمعآوری اطلاعات برای تصمیمگیری، باعث می شود خیلی خوب و حرفه ایی تصمیم بگیریم، استفاده از نمودار زمان است. به این صورت که یک نمودار زمان رسم می کنیم و تصمیم خود را در زمان های مختلف بررسی می کنیم. حتما باید به این قضیه توجه کنیم که این تصمیم چه تبعاتی ممکن است در زمان های مختلف داشته باشد.
به زبان ساده تر، باید چک کنی تصمیم ات توی چه زمانی، چه نتیجه ایی دارد؟

مثلا تصمیم به جدایی با همسرتان میگیرید، این تصمیم را باید طبق نمودار در زمان های مختلف چک کنید. مثلا این تصمیم ممکنه دو روز بعد، دو ماه بعد تبعات نداشته باشد برای شما ولی 1 سال بعد ممکن است مشکلات زیادی را برای شما به وجود بیاورد.
اغلب آدمها فقط نوک دماغ شون را میبینند. بنابراین شما باید دائم افق دیدتان را زیادتر کنید که این تصمیم من چه نتایجی دارد.
دیدگاهتان را بنویسید